به ویژه با گسترش شبکه های اجتماعی و اینترنت، استفاده از مهارت های نوشتاری هر روز اهمیت بیشتری پیدا می کند. امروزه بخش زیادی از ارتباطات ما از طریق نوشتن انجام می شود. این نوشتن می تواند شامل نوشتارهای صمیمانه و روزمره تا نوشته های رسمی و اداری باشد. در این مطلب سعی با روشها و نکاتی آشنا خواهید شد که به شما در یادگیری بهتر و موثر تر مهارت نوشتن در زبان های خارجی کمک میکند.

1 – اطمینان حاصل کنید که مهارت اولیه ای از زبان مورد نظر دارید

نوشتن را در واقع می توان پیشرفته ترین مهارت هر زبان در بین چهار مهارت اصلی (شنیدن، خواندن، گفتن، نوشتن) دانست. به صورت عمومی مهارت هایی که نیاز تولید دارند یعنی نوشتن و گفتن از مهارت هایی که نیاز به دریافت دارند یعنی شنیدن و خواندن پیچیده ترند. از طرف دیگر مهارت هایی که کلامی و شفاهی هستند (شنیدن و گفتن) از مهارت های کتبی (خواندن و نوشتن) پیچیده ترند پس می توان گفت نوشتن در این بین از همه پیچیده تر است. پیش از آنکه از خود توقع نوشتن به یک زبان را داشته باشید باید اول بدانید که آیا با اصول اولیه این زبان آشنا هستید یا خیر. در صورتی که اینطور نیست بهتر است پیش از شروع به نوشتن مهارت عمومی زبان خود را گسترش دهید.

2 – با قواعد اولیه نوشتاری آشنا شوید

اولین قدم در نوشتن یادگیری قواعد نوشتاری است. این قواعد از حروف الفبا و نحوه نوشتن آنها شروع شده و به قواعد نقطه گذاری و پاراگراف نویسی می رسد. گرچه نوشتن در سطح حرفه ای جزئیات زیادی دارد اما در ابتدا شما تنها باید با اصول اولیه نوشتن آشنا شوید تا نوشته شما قابل درک و خواندن باشد.

3 – موضوعاتی برای نوشتن پیدا کنید

پیدا کردن موضوعاتی که به سطح شما بخورد بسیار مهم است. در ابتدا بهتر است با موضوعات ساده شروع کنید و مرحله به مرحله به سمت موضوعات پیچیده تر بروید. به صورت معمول وصف چیزهای واقعی، مناظر طبیعی، افراد و غیره ساده تر از توضیح مفاهیم انتزاعی مثل فلسفه، سیاست و روانشناسی است. برای پیدا کردن موضوعات ساده میتوانید حتی به دفتر انشای دوران دبستان خود سر بزنید. نوشتن همان موضوعات این بار در یک زبان جدید میتواند واقعا سرگرم کننده باشد.

4 – بیشتر از نوشتن باید بخوانید

برای درست نوشتن، شما باید در واقع طرحواره نوشتارهای استاندارد را در زبان خارجی درک کنید. این درک در شکل اولیه یک نوع کپی کردن است. این یعنی شما باید ساختارهای آشنا را یادبگیرید و از همان ها استفاده کنید، مثلا نامه را همیشه با عبارتی خاص شروع و با عبارتی خاص تمام می کنند. یادگیری و کپی برداری این طرحواره ها نیازمند مطالعه است. سعی کنید کتاب ها، مقالات و نوشتارهایی را مطابق سطح خود پیدا کرده و بخوانید. در طول خواندن به جزئیات نوشتاری دقت بیشتری کنید تا بتوانید از المان های اصلی آنها در نوشته خود هم استفاده کنید.

5 – یک همراه پیدا کنید

پیدا کردن یک همراه تقریبا در تمام مهارت های یادگیری مفید است. کسی را پیدا کنید که بتوانید برای او بنویسید و او هم در مقابل برای شما بنویسد. اشتباهات همدیگر را پیدا کنید و هر بار سعی کنید نوشته پیشرفته تری را از دفعه قبل بنویسید.

6 – ایرادات خود را پیدا کنید

شاید برای خودتان سخت باشد که اشتباهاتتان را پیدا کنید، چون اگر قادر به پیدا کردن آنها بودید احتمالا از اول آنها را مرتکب نمی شدید. بهترین روش برای پیدا کردن اشتباهات استفاده از یک معلم را فردی است که سطح زبان پیشرفته تری نسبت به شما دارد. پیدا کردن و اصلاح کردن اشتباهات به شما کمک می کند در نوشتن درجا نزنید.

7 – یک وبلاگ بزنید

امروزه زدن وبلاگ یکی از راحت ترین کارهایی است که میتوانید در اینترنت انجام دهید. زدن یک وبلاگ می تواند به صورت همزمان در بسیاری از روش های بالا به شما کمک کند. وبلاگ به شما کمک می کند به صورت منظم بنویسید و تمرین داشته باشید. بسته به اینکه وبلاگ در چه موردی است، می تواند همیشه برای شما موضوعی برای نوشتن باشد. اگر وبلاگ شما مخاطبی هم داشته باشد می توانید از مخاطبان برای بهبود مهارت خود استفاده کنید و از آنها برای پیدا کردن اشتباهاتتان کمک بگیرید. اضافه بر همه این موضوعات زدن یک وبلاگ اعتماد به نفس شما را هم برای نوشتن بالا می برد و به شما کمک می کند در شرایط کاربردی بتوانید از مهارت خود به خوبی استفاده کنید.


جواب این سوال خیلی ساده نیست اما در این مطلب سعی می کنیم تا با استفاده از پژوهش های دقیقی که در رابطه با یادگیری زبان های خارجی انجام شده به این سوال پاسخ دهیم.

میزان سخت بودن هر زبان

در ابتدا باید این موضوع را مطرح کرد که میزان سختی همه زبان های خارجی با هم یکسان نیست. بنابراین زمان مورد نیاز برای یادگرفتن آنها هم یکی نخواهد بود. هرقدر یک زبان سخت تر باشد، مغز شما به زمان بیشتری برای یادگیری جزئیات و روش استفاده از آن نیاز دارد. من در اینجا با توجه به تجربه شخصی ام از یادگیری زبان ها، زبان ها را با توجه به سختی در 4 رده قرار می دهم:

رده اول – انگلیسی، عربی

رده دوم – فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی، پرتقالی

رده سوم – روسی، آلمانی

رده چهارم – چینی، ژاپنی

البته این رده بندی برای فارسی زبان ها طراحی شده، در صورتی زبان مادری فردی فارسی نباشد مطمئنا میزان سختی این زبان ها برای او متفاوت خواهد بود. (در صورتی که کنجکاو هستید که این درجه بندی چطور انجام شده می توانید این مطلب را بخوانید.)

میزان تسلط به هر زبان

یاد گرفتن یک زبان یک موضوع نسبی است، پس ما نمی توانیم دقیقا بفهمیم چه زمانی یک زبان را یاد گرفته ایم. البته برای استاندارد سازی آموزش چهارچوب هایی مثل CEFR ساخته شده اند. در تحقیقی که ما برای نوشتن این مطلب از آن استفاده کردیم، FSI میزان تسلط زبان را به پنج دسته زیر تقسیم کرده:

  • تسلط ابتدایی: یعنی فرد با عبارات اولیه آشنا است و میتواند نیاز خود را مثلا در یک مسافرت (در سطح خرید کردن، گرفتن هتل و …) بر طرف کند.
  • تسلط پیش متوسط: یعنی فرد می تواند در سطح اولیه با دیگران رابطه اجتماعی برقرار کند، با یک نفر صحبت کند و در مورد علایق و نیازهایش جملاتی بسازد.
  • تسلط متوسط: یعنی فرد بر روی زبان تاحدی تسلط دارد که می تواند بیشتر نیازهایش را در این زبان برطرف کند، با دیگران وارد بحث های پیچیده شود و منظور خود را برساند.
  • تسلط پیشرفته: یعنی فرد میتواند کاملا مسلط به این زبان صحبت کند و در شرایط مختلف حتی موقعیت های تخصصی از آن استفاده کند.
  • زبان مادری یا تسلط مشابه: فرد مانند یک فرد بومی به زبان مسلط است.

چقدر زبان برای یادگیری لازم است؟

تحقیق FSI نشان می دهد برای یادگیری یک زبان رده اول (انگلیسی و عربی) نیاز به حداقل 480 ساعت زمان خواهد بود تا به سطح پیش متوسط برسید. این یعنی برای مثال روزی 4 ساعت زبان بخوانید حدود 3 ماه برای رسیدن به سطح پیش متوسط زمان نیاز خواهد داشت. برای زبان های رده سوم این زمان برای رسیدن به همین سطح 720 ساعت است.

رسیدن به تسلط پیشرفته در زبان های رده اول (انگلیسی و عربی) در مجموع به حدود 1400 ساعت تمرین نیاز خواهد داشت. که زمان نسبتا زیادی است. البته به این نکته توجه داشته باشید که این تحقیق با توجه به متوسط گیری زمان یادگیری برای یک بازه بزرگ از افراد انجام شده. پس ممکن است این زمان برای شما کمتر یا بیشتر باشد.

یعنی همه اینقدر برای یادگیری تمرین می کنند؟

در واقع بله. به یاد داشته باشید که زمانی که یک بچه برای یادگیری زبان صرف می کند به مراتب بیش از این مقدار است. اگر سن یادگیری قابل قبول زبان را 4 سال در نظر بگیریم (تا قبل از این سن تسلط کودکان بسیار پایین است.) یک کودک از بدو تولد مجموعا حدود 12000 ساعت برای یادگیری زبان وقت داشته.

طبیعتا اگر شما در یک کشور خارجی زندگی کنید، زندگی عادی شما هم می تواند به بخشی از روند یادگیری شما تبدیل شود. این موضوع ساعت یادگیری روزانه شما را به شدت افزایش می دهد.

در تبلیغ تلویزیون گفته میشه با 10 دقیقه در روز زبان یاد می گیریم!

طبیعتا امکان یادگیری هر زبانی با ده دقیقه تمرین روزانه هم وجود دارد اما برای رسیدن به سطح پیش متوسط تقریبا 8 سال زمان نیاز خواهید داشت. به یاد داشته باشید که همیشه راحت ترین روش بهترین روش نیست.

روزانه چقدر بخوانیم؟

در صورتی که در یادگیری زبان جدی هستید سعی دو موضوع را در روند یادگیری خود رعایت کنید:

تداوم یادگیری را زیاد کنید: سعی کنید روند یادگیری شما ادامه دار باشد. با یادگیری های مقطعی مطمئنا هرگز نخواهید توانست در سطحی قابل قبول زبان مورد نظر خود را یاد بگیرید. برای یادگیری بهتر، هر روز مقداری زمان برای یادگیری بگذارید.

زمانی متوسط را برای یادگیری روزانه انتخاب کنید: مغز شما برای یادگیری به مقداری زمان گرم شدن نیاز دارد. بعد از این زمان مغز در حالت فعال یادگیری قرار می گیرد. پس از مدتی تمرین هم مغز خسته شده و به حالت استراحت می رود. باید سعی کنید بازه های زمانی یادگیری را با توجه به توانایی خود طوری انتخاب کنید که زمان کافی برای گرم شدن ذهن شما وجود داشته باشد و البته بازه بیش از حد طولانی نباشد. معمولا بازه های نیم ساعت تا یک ساعت روزانه برای یادگیری یک زبان ساده توصیه می شود.

 


برای درجه بندی میزان سختی و راحتی زبان ها باید المان های بسیار متفاوتی را در نظر گرفت. میزان سختی یک زبان میتواند بسته به اینکه شما از قبل چه زبان هایی را یاد گرفته اید بسیار متفاوت باشد. مثلا یادگیری زبان فرانسه برای یک انگلیسی زبان خیلی ساده تر از یک فارسی زبان است.

تحقیقات زیادی در رابطه با میزان سختی زبان های خارجی انجام شده، اما بیشتر آنها به میزان سختی این زبان ها برای انگلیسی زبان ها اشاره می کنند. با توجه به تفاوت های ریشه ای زبان فارسی و انگلیسی، استفاده از این نتایج برای فارسی زبانان غیر قابل قبول خواهد بود. به همین دلیل مجموعه متخصصین زبان بیاموز، با توجه به المان های متفاوت زبان های خارجی میزان سختی آن را طبقه بندی کردند.

رده بندی میزان سختی زبان ها

رده اول – انگلیسی، عربی

رده دوم – فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی، پرتقالی

رده سوم – روسی، آلمانی

رده چهارم – چینی، ژاپنی

در این رده بندی هرچه بیشتر به سمت پایین حرکت می کنید زبان ها پیچیده تر می شوند. در ادامه در رابطه با دلایل انتخاب زبان ها در هر رده بیشتر صحبت می کنیم.

زبان انگلیسی

زبان انگلیسی را شاید بتوان یکی از ساده ترین زبان های دنیا دانست. البته این زبان حجم بسیار گسترده ای از واژگان و اصطلاحات را در خود جای داده اما یادگیری آن به مراتب نسبت به زبان های دیگر برای ما ساده تر است. دلایل سادگی زبان انگلیسی عبارتند از:

  • زبان انگلیسی یکی از معدود زبان های اروپایی است که اسامی در آن جنسیت ندارد. پس نیازی به درگیری با جنسیت اسامی در این زبان نیستید.
  • زبان انگلیسی حالت محور نیست. این یعنی اسامی همیشه شکل ثابتی دارند، بدون توجه به اینکه در چه جایگاهی (فاعل، مفعول و …) قرار می گیرند. (در صورتی که با زبان آلمانی، روسی یا ترکی آشنا باشید اطلاعات بیشتری در مورد مفهوم حالت دارید.)
  • زبان انگلیسی بسیار پر کاربرد است. ما در زندگی روزمره خیلی به واژه ها و جملات انگلیسی برخورد می کنیم و به طور ناخودآگاه مقدار زیادی از این واژه ها را یاد میگیریم.
  • واژه های زیادی از انگلیسی وارد فارسی شده اند. این واژه ها میتوانند از اسامی لوازم خانگی مانند دراور تا اصطلاحات تخصصی علمی مثل دی ان ای متفاوت باشند. این واژه به ما در یادگیری سریعتر زبان انگلیسی کمک می کنند.
  • در نهایت ما زبان انگلیسی را در مدرسه، دبیرستان و دانشگاه می خوانیم. پس هر فردی که حداقل تا دیپلم درس خوانده باشد مقداری انگلیسی یاد گرفته.

پیچیدگی های زبان انگلیسی برای فارسی زبانان عبارتند از:

  • یکی از بخش های پیچیده زبان انگلیسی برای فارسی زبانان، تلفظ است. ساختار تلفظ در بیشتر زبان های اروپایی با فارسی متفاوت است. پس یادگیری درست تلفظ لغات می تواند کمی برای ما سخت باشد.
  • زمان های گرامری بخش مشکل دیگر زبان انگلیسی است. زبان انگلیسی زمان های خیلی زیادی دارد (حال ساده، حال کامل، حال استمراری و …). متاسفانه تقریبا هیچ یک از این زمان ها در فارسی معادل دقیقی ندارند پس یادگیری نحوه درست استفاده از آنها می تواند برای شما کمی سخت باشد.
زبان عربی

زبان عربی در واقع از نظر ریشه با فارسی بسیار متفاوت است. عربی جزو زبان های سامی است در حالی که فارسی یک زبان هندی-اروپایی است. با این حال پیشینه مشترک این دو زبان و تاثیر زیاد آنها بر همدیگر (که البته بیشتر عربی بر فارسی بوده) باعث تشابه آنها شده. دلایل سادگی عربی برای فارسی زبانان عبارت است از:

  • تعداد واژه های عربی در زبان فارسی بسیار بالاست. در شکل نوشتاری در متن های رسمی حدود 60% واژه های استفاده شده در فارسی عربی هستند. اگر یک متن ساده عربی را بخوانید احتمالا متوجه تعداد قابل توجه واژه های آشنا خواهید شد. این واژه ها به شما کمک می کنند تا خیلی سریعتر زبان عربی را یادبگیرید.
  • عربی و فارسی خطی مشترک دارند. برخلاف زبان های اروپایی، فارسی و عربی هر دو از یک خط برای نوشتن استفاده می کنند. ساختار خواندن واژه ها هم تا حد زیادی به هم شبیه هستند پس می توانید خیلی سریع خواندن عربی را یادبگیرید.
  • عربی زبان قرآن و متون مذهبی اسلام است. تقریبا همه ما با متون نوشتاری عربی آشنا هستیم و معنای جملات و واژه ها را از ان یاد گرفته ایم.
  • ما عربی را در مدرسه و دبیرستان می خوانیم. پس هر کسی که حداقل تا دیپلم درس خوانده باشد با اصول زبان عربی آشناست.

البته عربی پیچیدگی هایی هم برای فارسی زبانان دارد. برخی از پیچیدگی های یادگیری عربی عبارتند از:

اسامی و ضمایر در زبان عربی جنسیت دارند. این جنسیت بر روی بسیاری از بخش های جمله تاثیر می گذارد. موضوعی که ما در فارسی اصلا با آن آشنا نیستیم.

عربی زبانی حالت محور است. این یعنی اسمی که به صورت فاعل در جمله استفاده می شود با اسمی که به صورت مفعول استفاده می شود تا حدی متفاوت است. درک این ساختار معمولا برای فارسی زبان ها کمی سخت است.

ساختار واژه ها در زبان عربی به صورت کلی متفاوت است. برخلاف زبان های هندی-اروپایی که در آنها بن واژه همیشه ثابت است (و تنها پیشوند و پسوند به آن اضافه می شود) در عربی بن افعال از ساختارهای سه حرفی تشکیل شده که در طرحواره های مختلف قرار می گیرند تا ساختارهای جدیدی را بسازند.

عربی محاوره ای با شکل فصیح متفاوت است. چیزی که ما از عربی در مدرسه یاد میگیریم در واقع شکل فصیح زبان عربی است. نحوه مکالمه عربی در هر کشور عربی متفاوت است و گاهی فاصله این شکل محاوره ای با شکل فصیح بسیار زیاد است. (ممکن است افرادی از دو لهجه عربی حتی حرف های همدیگر را خوب متوجه نشوند) پس شما باید برای یادگیری مکالمه عربی یک لهجه را هم انتخاب کرده و یاد بگیرید.

زبان های فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی، پرتقالی

این زبان های را به این دلیل در یک ساختار قرار دادیم که همگی از دسته زبان های رومی هستند. در واقع این زبان ها بسیار به هم نزدیک هستند. پس با یادگیری یک از آنها،یادگیری بقیه برای شما بسیار ساده تر می شود. زبان های رومی زبان هایی هستند که همگی از شکل محاوره ای زبان لاتین گرفته شده اند. البته این زبان ها با هم تفاوت هایی دارند اما ساختار کلی آن ها یکسان است و معمولا می توان جملات را بین آنها کلمه به کلمه ترجمه کرد.

یادگیری زبان های ریشه رومی مثل فرانسه تفاوت زیادی با انگلیسی ندارد. البته این زبان ها پیچیدگیهایی مثل جنسیت اسامی، صرف صفات و … را دارند. در ضمن ما هیچ یک از این زبان ها را در مدرسه یاد نمی گیریم پس شروع یادگیری برای ما خیلی سخت تر خواهد بود. در مورد زبان فرانسه، ممکن است یادگیری ساختار تلفظ واژه ها هم در ابتدا کمی مشکل ساز باشد.

زبان آلمانی و روسی

این دو زبان از دو ریشه متفاوت هستند اما المان های تا حدی مشابهی دارند که میزان سختی آنها را یکسان می کند. زبان آلمانی از ریشه زبان های ژرمنی است (در واقع با انگلیسی هم ریشه هستند) در حالی که روسی از ریشه زبان های اسلاو است (با زبان هایی مثل اکراینی هم ریشه هستند). این دو زبان خصوصیات گرامری ای دارند که یادگیری آنها را مشکل می کند برخی از این خصوصیات عبارتند از:

  • در هر دو زبان اسامی جنسیت دارند. یک اسم می تواند یکی از جنسیت های مذکر، مونث یا خنثی را داشته باشد. در روسی جنسیت اسامی از طریق حروف آخر آن قابل تشخیص است اما در آلمانی باید جنسیت را به طور کامل حفظ کنید (تقریبا قاعده ای ندارد).
  • در زبان آلمانی شکل جمع اسامی هم بی قاعده است، این یعنی در کنار یاد گرفتن هر اسم باید اسم جمع آن را هم حفظ کنید. در روسی حالت جمع بیشتر اسامی با قاعده است اما بسته به اینکه حروف آخر اسم چه حروفی هستند حالت جمع اسم متفاوت است.
  • آلمانی و روسی هر دو حالت محور هستند. این موضوع یکی از اصلی ترین مشکلات زبان آموزان با این دو زبان است. حالت محور بودن یک زبان یعنی اسم بسته به اینکه در چه جایگاهی قرار می گیرد، تغییر می کند. در آلمانی اسامی چهار حالت و روسی شش حالت متفاوت دارند.
  • در آلمانی و روسی صفات هم صرف می شوند. این یعنی بسته به خصوصیات اسمی که صفت به آن نسبت داده شده، صفت تا حدی تغییر خواهد کرد. البته صرف صفات در این دو زبان با قاعده است اما آشنایی دقیق با نحوه صرف آنها میتواند پیچیده باشد.
  • زبان روسی از خط سیریلیک استفاده می کند که بیشتر فارسی زبان ها هیچ آشنایی قبلی ای با آن ندارند.
  • تعداد واژه های مشترک آلمانی و روسی با فارسی خیلی کم است. با وجود روابط دیپلماتیک ایران با آلمان و روسیه، بیشتر واژه های غربی وارد شده به فارسی از دو زبان فرانسه و انگلیسی وارد شده اند.
زبان های چینی و ژاپنی

برخلاف تصور عمومی دو زبان چینی و ژاپنی از یک ریشه نیستند. این دو زبان تفاوت های ساختاری زیادی با هم دارند اما به واسطه تشابه شکل نوشتاری آنها، مشابه فرض می شوند. زبان ژاپنی در ابتدا دارای شکل نوشتاری نبوده بنابراین برای نوشتن آن از حروف چینی استفاده می شده. این موضوع باعث وارد شدن حروف چینی به زبان ژاپنی و ورود واژه ها از این زبان شده. زبان های ژاپنی و چینی خصوصیاتی دارند که یادگیری آنها را برای فارسی زبانان پیچیده می کند. البته باید اشاره کرد که از نظر ساختار گرامری یادگیری ژاپنی از چینی ساده تر است. برخی از این خصوصیات عبارتند از:

  • ساختار نوشتاری دو زبان ژاپنی و چینی به صورت کلی با تمام زبان های غربی متفاوت است. در این ساختار که به آن «واژه نگار» هم گفته می شود، به جای نوشتن حرف به حرف یک واژه از یک شکل برای نشان دادن آن استفاده می شود. البته زبان ژاپنی دارای الفبا هم هست (الفبای کانا و روماجی) اما در بیشتر متون از ترکیبی از حروف چینی (کانجی) به همراه الفبا استفاده می شود. یادگیری ساختار نوشتاری چینی و ژاپنی می تواند زمانبر باشد چراکه در کنار یادگیری هر واژه باید شکل نوشتاری آن را نیز به خاطر سپرد و البته یک واژه را نمی توانید پیش از یادگیری شکلش بخوانید.
  • زبان چینی یک زبان نواختی یا تونال است. این یعنی بسته به نوع نواخت واژه، معنی آن می تواند متفاوت باشد. نواخت یا تون گفتن در فارسی معمولا برای نشان دادن ساختار جمله استفاده می شود (مثلا جملات سوالی با نواختی خواست ادا می شوند) اما فارسی، ژاپنی و تقریبا تمام زبان های غربی نواختی نیستند.
  • زبان چینی فاقد زمان به شکلی است که در فارسی با آن آشنا هستیم. برای نشان دادن زمان ها در چینی معمولا از قید زمان در جمله استفاده می شود، اما ساختارهایی مثل زمان حال، گذشته و آینده در چینی معادلی ندارند.
  • زبان چینی شکل های بسیار متفاوتی دارد. گرچه چند دهه است که شکل استانداردی برای آن مشخص شده (چینی ماندارین) اما هنوز هم در بخش های متفاوت چین به شکلهایی متفاوت صحبت می شود.
  • فارسی تقریبا هیچ تشابه ریشه ای با ژاپنی و چینی ندارند. تعداد واژه های وارد شده از این زبان های به فارسی هم بسیار محدود است، پس یادگیری این دو زبان دنیای جدیدی برای شما خواهد بود.
نتیجه

میزان سختی یک زبان ارتباط زیادی با دانش فعلی شما به عنوان یک زبان آموز دارد. هرچه تعداد زبانهایی که از قبل یادگرفته اید بیشتر باشد یادگیری یک زبان جدید برای شما ساده تر خواهد بود.


کمی که با زبان انگلیسی سر و کار داشته باشید حتما به تفاوت های بین لهجه های بریتانیایی و آمریکایی بر خورده اید. در این بخش قصد داریم به سوالات در ذهن شما در این باره پاسخ دهیم.

زبان انگلیسی انواع گوناگونی دارد: مانند انگلیسی استرالیایی، کانادایی، نیوزیلندی، بریتانیایی و همچنین انگلیسی آمریکایی. در میان تمام این گونه ها، انگلیسی بریتانیایی و انگلیسی آمریکایی جز معتبرترین ها محسوب می شوند. انگلیسی ها و آمریکایی ها به یک زبان صحبت می کنند اما این زبان طی قرن ها و به خاطر فاصله ی جغرافیایی و ورود اقوام مختلف به آمریکا دستخوش تغییرات بسیاری شده است. این تفاوت تنها در لهجه نیست. تفاوت‌های گوناگون دیگری نیز میان انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی وجود دارد که این دو زبان ظاهرا شبیه به هم را از هم متفاوت می سازد. آمریکا زمانی مستعمره ی بریتانیا بوده است. اما امروزه این دو کشور مشکلی با یکدیگر ندارند و با گذر زمان این دو لهجه بیشتر و بیشتر یکدیگر را می پذیرند.

چرا انگلیسی ها و آمریکایی ها تلفظ متفاوتی دارند؟

1 – ورود انگلیسی ها به آمریکا

وقتی انگلیسی ها اولین بار وارد سرزمین آمریکا شدند زبان کشور خود را وارد سرزمین جدید کردند. در آن زمان انگلیسی ها به زبان روتیک صحبت می کردند (زبان روتیک زبانی بود که در آن حرف ر مشدد تلفظ می شد). اما در همان زمان در بخش های جنوبی و ثروتمند بریتانیا اشراف زادگان و طبقات اجتماعی بالا چون می خواستند خود را با عوام متمایز کنند حرف ر را تلفظ نمی کردند و مثلا به جای تلفظ واژه ی win-terr از win-tuh استفاده می کردند. چون این افراد قشر فرهیخته ی جامعه محسوب می شدند کم کم افراد بیشتری از آنها تقلید کردند و زبان امروزی مردم بریتانیا که به آن انگلیسی معیار می گویند به وجود آمد. برای همین است که در بخش های شمالی یا شرقی لندن همچنان برخی مردم حرف ر را تلفظ می کنند.

2 – تاثیر زبان فرانسوی بر انگلیسی بریتانیایی

انگلستان در طول تاریخ بسیار تحت تاثیرفرانسه بوده است. اولین تاثیر در قرن 11ام که شاه ویلیام به انگلیس حمله می کند و زبان فرانسه را زبان رسمی آنجا می کند. این موضوع دوام نداشت اما تاثیراتش را می توان در انگلیسی میانه به وضوح مشاهده کرد. دومین تاثیر در سال 1700 بود که مردم انگلستان جامعه و فرهنگ فرانسه را نماد شکوفایی علم و فرهنگ برتر یافتند و بیشتر و بیشتر واژه هایی از زبان فرانسوی وارد کردند. به دلیل فاصله ی جغرافیایی با آمریکا، کشور آمریکا از این تاثیرات مصون ماند و خیلی از واژه ها و تلفظ های فرانسوی وارد انگلیسی آمریکایی نشد.

3 – استقلال آمریکا و نوآ وبستر

یکی از دلایل این سوال فردی به نام نوآ وبستر Noah Webster است. وبستر شخصی بود که اعتقاد داشت آمریکا به عنوان کشوری مستقل و آزاد باید استقلال فرهنگی و زبانی داشته باشد. او اولین دستور زبان و املای آمریکایی، کتاب های درسی و اولین فرهنگ لغت آمریکایی را در سال 1828 نوشت. او همچنین از طرفدارن دوآتشه ی اصلاح املا و هجی کلمات بود و معتقد بود واژه ها باید همانطور که خوانده می شوند نوشته شوند.

4 – تفاوت فرهنگی آمریکا و انگلیس

فرهنگ متفاوت دو کشور دلیل دیگر این سوال می باشد. آمریکایی ها دوست دارند غیررسمی تر و محاوره ای تر صحبت کنند و خود را مردمی آسان گیر و راحت می دانند. برای همین شکل بسیاری از واژه ها را آسان تر کرده و معادل های غیر رسمی یک سری واژه ها را وارد زبان کرده و معادل های رسمی را استفاده نکردند.آمریکایی ها بسیاری از واژه ها یا حروف اضافه را کلا حذف می کنند. این در حالی است که انگلیسی ها جملات را کامل و دستوری ادا می کنند.

5 – غرور ملی

غرور ملی و منطقه ای و تغییر عقیده درباره ی اینکه گویش “درست” کدام است باعث شده تا هر کشوری که به زبان انگلیسی صحبت کرده تلفظ خاص خود را به این زبان ببخشد و به نوعی آن را بومی سازی کند. برای مثال استرالیا، نیوزلند، هندوستان و خیلی کشورهای دیگر اگرچه به این زبان حرف می زنند اما به گویش خود صحبت می کنند تا خود را متمایز و هویت ملی خود را حفظ کرده باشند.

 

تفاوت های لهجه ی آمریکایی با بریتانیایی

 تلفظ واژگان

اولین و مهم ترین تفاوت این دو لهجه نحوه تلفظ برخی حروف صدادار است. حروف بی صدا تا حدود بسیاری در بریتانیایی و آمریکایی شبیه هم هستند. در جدول زیر به نمونه ای از این تفاوت ها در حروف صدادار اشاره می کنیم:

              آمریکایی             

بریتانیایی

مثال:

ɑ

ɑː

Father, palm

ɑr

ɑː

arm, bard

ɛr

(ɛə) ɛː

hair, there

ɪr, ir

(ɪə) ɪː

near, here, serious

ɑ

ɒ, ɔ

not, wasp

əʊ

no, go, hope

ɔ

ɔː, oː

law, caught

ɝ, ər

ɜː

fur, bird

واژگان متفاوت

از دیگر تفاوت های بارز این دو لهجه استفاده از واژه های مختلف برای توصیف یک چیز است. برای مثال به نمونه های زیر توجه کنید:

آمریکایی

بریتانیایی

واژه

apartment

flat

آپارتمان

vacation

holyday

تعطیلات

hood

bonnet

کاپوت

cookies

biscuit

کلوچه

truck

lorry

کامیون

fall

autumn

پاییز

Main street

High street

خیابان اصلی

البته باید توجه داشته باشید که این تفاوت واژه ها به این معنی نیست که مردم این دو کشور حرف یکدیگر را نمی فهمند. بلکه می توانند از طریق بافت جمله معنای واژه های متفاوت را بفهمند.

املای واژه ها

همانطور که گفته شد خیلی از این تغییرات جزئی در املای واژه ها مدیون نوآ وبستر است. برای مثال:

تبدیل –our به –or در آمریکایی

آمریکایی

بریتانیایی

color

colour

honor

honour

Neighbor

neighbour

تبدیل –re به –er در آمریکایی

آمریکایی

بریتانیایی

center

centre

meter

metre

theater

theatre

fiber

fibre

تبدیل –ise به –ize در آمریکایی

آمریکایی

بریتانیایی

analyze

analyse

organize

organise

recognize

recognise

realize

realise

حذف e هنگام درست کردن Gerund (اسم مصدری)

آمریکایی

بریتانیایی

aging

ageing

dying

dyeing

تبدیل C به S در برخی واژه ها

آمریکایی

بریتانیایی

defense

defence

license

licence

استثناها در هجی کلمات

آمریکایی

بریتانیایی

واژه

airplane

aeroplane

هواپیما

aluminum

aluminium

آلومینیوم

mom

mum

مادر

pajamas

pyjamas

پیژامه

 

گرامر و دستور زبان

اسامی جمع

در لهجه ی آمریکایی اسامی جمع همچون government, staff, band, team با افعال مفرد استفاده می شوند اما در لهجه ی بریتانیایی این واژه ها هم با فعل مفرد و هم جمع به کار می روند.

انگلیسی ها می گویند:

.The team are playing tonight

و

.The team is playing tonight

اما آمریکایی ها می گویند:

.The band is good tonight

 

افعال کمکی

برای مثال فعل کمکی Shall در لهجه ی بریتانیایی به عنوان فعل کمکی زبان آینده استفاده می شود اما این واژه چنین کاربردی در آمریکایی ندارد (مگر در مواقع بسیار رسمی). آمریکایی ها از will استفاده می کنند.

.I shall go home now. Vs. I will go home now

در حالت سوالی هم انگلیسی ها و آمریکایی ها این تفاوت را دارند:

?Shall we go now  (بریتانیایی)

?Should we go now (آمریکایی)

وقتی آمریکایی ها می خواهند از فعل need وhave  استفاده کنند فعل کمکی do را می آورند اما need و  haveدر بریتانیایی خود یک فعل کمکی در نظر گرفته می شود:

.You do not need to come to work today (آمریکایی)

.You needn’t come to work today (بریتانیایی)

?Do you have ice cream (آمریکایی)

?Have you got ice cream (بریتانیایی)

شکل گذشته ی افعال

برای مثال در لهجه ی آمریکایی برای شکل گذشته ی برخی افعال از d یا ed استفاده میشود اما در بریتانیایی هم از این دو و هم t استفاده می کنند. مثلا:

فعل گذشته ی learn در آمریکایی learned است. اما در انگلیسی هم learned  و هم learnt گفته می شود. همین موضوع برای افعال dreamed, dreamt, burned, burnt, leaned, leant نیز صادق است.

آمریکایی ها شکل سوم فعل got را gotten می دانند اما بریتانیایی ها از got استفاده میکنند.

.I have never got caught (بریتانیایی)

.I have never gotten caught (آمریکایی)

شکل گذشته ی فعل fit در بریتانیایی fitted اما در انگلیسی fit است.

حرف اضافه

حروف اضافه در این دو زبان کارکردهای متفاوتی دارند:

بریتانیایی

آمریکایی

At the weekend

On the weekend

In a team

On a team

On behalf of

In behalf of

Writing to somebody

Writing somebody

نتیجه

شباهت های انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی بسیار بیشتر از تفاوت هایشان است. اگر شما بتوانید یکی از این لهجه ها را خوب یاد بگیرید مطمئنا می توانید با کمی دقت لهجه ی دیگر را خوب بفهمید. به استثنای چند لهجه ی خاص و محلی در بریتانیا و آمریکا، مردم این دو کشور به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و حتی برای شوخی ادای لهجه های یکدیگر را هم در می آورند!


اگر مهارت شنیداری و جنبه ی شفاهی زبان را جزو اولین مهارت هایی بدانیم که فرد از کودکی و به هنگام یادگیری زبان مادری با آن مواجه می شود، پس در یادگیری زبان دوم و زبان خارجی نیز این جنبه اهمیت زیادی دارد و نباید از آن غافل شد، گرچه در کتاب های یادگیری زبان و متدهای آموزشی آن میزان که به مهارت خوانشی توجه میشود به مهارت شنیداری و شفاهی توجه نمی شود.

حال می خواهیم بدانیم فرآیند درک مطلب شفاهی یا مهارت شنیداری زبان از چه مراحلی تشکیل شده است.

چه چیزی را باید فهمید؟

درک مطلب شفاهی بر دو پایه استوار است، اول اینکه از ساختار و شکل به سمت معنی برویم،یعنی از شکل نوشتاری متن که در ذهنمان نقش می بندد به معنی و مفهوم برسیم. دوم اینکه از معنی و مفهوم به سمت ساختار و شکل راهنمایی شویم،بدین صورت که ابتدا مفهوم و منظور کلی متن را متوجه شویم و سپس به دنبال شکل نوشتاری آن در ذهنمان باشیم که زبان شناسان و متخصصین آموزش روش دوم را ترجیح میدهند زیرا مهارت شنیداری یه مهارت لحظه ای است نه خطی و استنتاجی.

این روش از چهار مرحله تشکیل می شود:

  1. درک و استنباط
  2. تقسیم متن به تکه های قابل فهم در ذهن
  3. تفسیر و تعبیر از آنچه فهمیده شده
  4. پردازش کلی اطلاعات ورودی

از چه راهکارهایی میتوان استفاده کرد؟

محققان زبان شناسی معتقدند که برای هر سطح زبانی آ1 آ2 ب1 و ب2 راهکارها و شیوه های خاص خود وجود دارد. برای مثال در سطوح اولیه و ابتدایی یادگیری زبان یعنی آ1 و در مراحلی از آ2 باید کلمات متمایز و مشخص ادا شوند و از کلماتی که ایهام آوایی یا ایهام معنایی دارند پرهیز شود تا شخص نسبت خوبی از متن شنیده شده را متوجه شود و دلسردی در آموزش در بدو راه ایجاد نشود. برای سطوح بالاتر مطابق با دانش زبانی و به دلیل آشنایی شخص با متون پیجیده تر میتوان از کلمات بیشتر جملات طولانی تر استفاده نمود.

اما در حالت کلی برای همه ی سطوح زبانی یک شنیدار موفق بر این اصول استوار است:

  1. برای شروع عبارات کوتاه با کلماتی ساده و نسبتا قابل فهم گوش کنید به مرور زمان میزان دشواری کلمات را تغیر دهید.
  2. تمرین شنیداری را به صورت منظم انجام دهید به همان میزان که به نوشتار و تمرین خوانشی می پردازید، مهارت شنیداری خود را نیز افزایش دهید.
  3. به هنگام شنیدن متنی که تعداد زیادی از کلمات آن را نمی دانید سعی کنید محتوای کلی متن را حدس بزنید، روی کلماتی که نمی دانید توقف نکنید زیرا این کار شما را از فهم ادامه ی متن باز می دارد.
  4. سعی کنید از آنچه که شنیده اید و یاد گرفته اید در مکالمات  و نوشتار خود استفاده کنید زیرا در آینده این ساختارها در مغز شما جای خواهند گرفت و دیگر به راحتی فراموش نمی شوند.
  5. سعی کنید متون کوتاهی که می خوانید را حفظ کنید و از بر بخوانید زیرا حفظ کردن ساختارها و جملات شما را در ساختن همان ساختارها و جملات حتی با واژگان متفاوت در آینده ی زبانیتان یاری خواهد کرد، همچنین به هنگام تمرین شنیداری، این عبارات راحتتر برایتان قابل فهم می شود.

در نهایت می توان گفت که تمام راهکارها و تئوری های بیان شده تا زمانی که عملا مورد استفاده قرار نگیرند در حد تئوری خواهند ماند و موثر نخواهند بود چرا که باید مناسب با هر شخص، هر سطح و هر موقعیت راهکاری موثر ارائه داد و یک نسخه ی واحد جوابگوی همه ی نیازها و باید و نباید های مهارت شنیداری نیست.


افرادی که زبان جدیدی را یاد می­گیرند درباره یادگیری دستور زبان به دو دسته تقسیم می­شوند، یا علاقه­مند هستند و دوست دارند پیچ و مهره­های دستورزبان یک زبان جدید را کشف کنند و بشناسند، یا اینکه از دستورزبان متنفرند و آن را خسته­کننده می­دانند. شما متعلق به هر کدام از این دو دسته هم باشید باید بدانید که از دستور زبان نمی شود فرار کنید چون دستورزبان درواقع قوانینی هستند که مردم به هنگام استفاده از زبان به کار می­گیرند. حالا که باید دستور را یاد بگیریم سوال اینجاست که بهترین راه یادگیری دستور زبان چیست؟

روش های یادگیری دستور زبان

روش طبیعی (ناخودآگاه)

انگلیسی­زبان­ها یک ضرب­المثل دارند که می­گوید: اگر می­خواهید قوانین یک بازی را یاد بگیرید، باید آن را بازی کنید. پس برای یادگرفتن دستور هم نباید از اشتباه کردن بترسید. ما در واقع دستورزبان مادری خود را این کونه یاد گرفتیم، یعنی گوش داده ایم و سعی کرده­ایم تکرار کنیم. بنابراین اگر در زمانی درست در محیط درستی باشیم می­توانیم به صورت طبیعی از قوانین زبان سر دربیاوریم.

البته چون دستورزبان انگلیسی تاحدی دو حالت رسمی (کتابی) و محاوره ای دارد با این روش بیشتر می­توانید حالت محاوره را یاد بگیرید.

روش آکادمیک

برخی­ها ترجیح می دهند به دستورزبان به چشم یک درس نگاه کنند که کتاب اصلی و کتاب کار داشته باشند و به صورت منظم و درس به درس پیش بروند. کتاب های دستورزبان فراوانی وجود دارد که معمولا حجیم و خسته کننده و خشم هستند. بهتر است سراغ این کتاب ها نروید .کتابی را انتخاب کنید سطح­بندی شده باشد، مثال­های زیاد، تمارین زیاد، جذاب و سرگرم کننده داشته باشد و دستور زبان را به روشی اصولی و فصل به فصل درس داده باشد.

روش کتاب مرجع

در این روش شما می توانید یک کتاب مرجع دستور زبان خریداری کنید. روزی ده تا پانزده دقیقه مطالعه داشته باشید. بعد مثال هایی از قوانین دستوری پیدا کنید و سعی کنید آنها را (مثلا به صورت فلش کارت) به خاطر بسپارید. بعد هم سعی کنید در مکالمه از این قوانین دستوری پیروی کنید.

روش خواندن کتاب

در این روش دستورزبان به صورت ماشینی و خشک درس داده نمی­شود و به هدف یادگیری دستورزبان مطالعه یک کتاب توصیه می­شود. برای آشنا شدن با دستور زبان یک زبان جدید بهتر است کتاب­های داستان سطح بسیار پایین بخوانید. در این روش باید سعی کنید جملات را (decode) یا رمزگشایی کنید. یکی از روش­ها ترجمه کردن جملات به زبان مادری است. هرچه بیشتر کتاب بخوانید ذهن شما داده­های بیشتری از دستور زبان دریافت می­کند و در بلند مدت شما فهمی از دستور زبان خواهید داشت.

روش خواندن آنلاین

وبسایت­ها و نرم افزارها و اپلیکیشن­هایی هستند که درس به درس دستور زبان را آموزش داده­اند. بعد از هر درس تمارین متنوعی دارند که با کمک آنها می­توانید دستور زبان را یاد بگیرید.

 روش تکرار (drill)

در این روش شما از یک عبارت خیلی ساده دستوری شروع می­کنید. مثلا “I am…”، بعد با کلمات مختلف سعی می­کنید با این عبارت جمله بسازید یا عبارت را کامل کنید. این روش، که امروزه قدیمی شده، در گذشته متود اصلی آموزش دستور زبان بود. زمان­های افعال و صرف فعل و حالت سوالی هنوز هم در برخی کتب دستورزبان به این روش آموزش داده می شوند.

روش ترجمه

در این روش سعی می­کنند جملات را تحلیل کرده و به زبان مادری ترجمه کنند و برای هر قانون دستوری معادلی دقیق یا نزدیک پیدا کنند. این روش امروزه نسبتا دیگر کاربردی ندارد و ترجمه کردن دیگر برای یادگیری دستور توصیه نمی­شود. زیرا امروزه زبان­شناسان معتقدند هیچ زبانی دقیقا مانند زبان دیگری نیست و نمی توان معادل دقیقی برای قوانین دستوری پیدا کرد.

بهترین روش یادگیری دستور زبان چیست؟

بهترین روش یادگیری دستورزبان در واقع ترکیبی از روش­های گفته شده است. در واقع یادگیری دستور زبان یک روش نیست بلکه یک فرایند یادگیری است. برای شروع کردن به یادگیری دستور زبان بهتر است این روند را دنبال کنید:

1-  دستور زبان را از سطح واژگان شروع کنید.

ابتدا در سطح واژه یاد بگیرید اسم، فعل، حرف اضافه، صفت، قید و … چی هستند و نقش­شان چیست. از هر کدام مثال­هایی بخوانید و سعی کنید چگونگی کاربردشان را در جمله یاد بگیرید.

2- هر نقش زبانی را جدا یاد بگیرید.

بعد از اینکه نقش های زبانی را یاد گرفتید، جدا جدا سراغشان بروید و در هر کدام عمیق شوید. مثلا ابتدا به سراغ بخش اسم­ها بروید و با انواع اسم­ها و کاربردهای دستوری­شان آشنا شوید. سپس ضمایر را مطالعه کنید، بعد صفات، قیدها و …

3-  دستور زبان را در سطح جمله یاد بگیرید.

– جملات ساده را یاد بگیرید.

وقتی با کلمات و نقش­هایی که می­گیرند آشنا شدید وقت آن می­رسد که به سراغ عبارت و ساختن جمله بروید. برای این کار هم همیشه از ساده­ترین ساختار شروع کنید. یعنی ابتدا عبارت­ها و سپس جملات ساده را یاد بگیرید. جایگاه بخش­های مختلف جمله مثل فاعل و فعل را یاد بگیرید و سعی کنید جمله بسازید.

– افعال پرکاربرد (مثلا be) را یاد بگیرید.

در زبان انگلیسی فعل be در جملات مختلفی نقش­های مختلف می­گیرد مثلا می تواند زمان جمله را استمراری کند، می تواند جمله را مجهول کند، می تواند گذشته کند و .. . با تمرکز کردن روی برخی از این افعال خاص می توانید بخش اعظمی از دستورزبان را یاد بگیرید.

-زمان­های مختلف را یاد بگیرید.

جنبه­های زمانی افعال بخش مهمی از دستورزبان هر زبانی را شامل می­شوند. شاید در نگاه اول کمی پیچیده به نظر برسند، چون زمان ها در هر زبانی کم و بیش کاربردهای متفاوت دارند، یا شاید زبانی یک زمان را داشته باشد که در زبان مادری شما آن زمان وجود نداشته باشد، اما با تمرین می­توانید تفاوت­ها را یاد بگیرید. مهارت استفاده کردن درست از زمان ها بدون شک 30% دانش دستورزبان شما را تشکیل می­دهد. پس سعی کنید با پرکاربردترین و ساده ترین زمان یعنی حال ساده شروع کنید و یکی یکی زمان ها را یاد بگیرید.

– جملات مرکب و پیچیده را یاد بگیرید.

بعد از یاد گرفتن جملات ساده نوبت ساختن جملات مرکب و پیچیده می­رسد. سعی کنید جملات ساده­ای را که یاد گرفته­اید مرکب کنید. مثلا دو جمله “the dog ran.” و “he ran fast” را که دو جمله ساده هستند به صورت مرکب بگویید “The dog ran and he was fast.”

– جملات شرطی را یاد بگیرید.

بعد از اینکه توانستید جملات مرکب و ساختارشان را فرا بگیرید وقت این می­رسد که جملات شرطی را یاد بگیرید. همانطور که گفته شد از ساده ترین نوع شروع کنید. یعنی ابتدا جمله شرطی نوع یک را با مثال­ها و تمرین زیاد یاد بگیرید و بعد از آن جملات شروطی نوع دو و سه. در این سطح از دستورزبان چون زمان­های افعال و کاربردها کمی با فارسی متفاوت می­شود بهتر است مثال­های فراوانی بخوانید و تمرین زیاد حل کنید.

– کار کردن با جمله­واره­ها را یاد بگیرید.

جمله­واره­ها ، برای مثال جمله­واره­ موصولی از بخش­های مهم دستور زبان هستند. با اصطلاح جمله­واره­های مستقل و غیرمستقل آشنا شوید. جمله­واره­ها در واقع مانند آجرهایی می­مانند که با کمک آنها می­توانید جملات پیچیده و مرکب بسازید. اگر جمله­واره­ها را یاد بگیرید مانند بنایی می شوید که می تواند خانه سازی کند.

وقتی به این سطح از یادگیری رسیدید باید خود را در بافت آن زبان قرار دهید و بافت جملات دستوری را برای خود بازسازی کنید. برای این کار می توانید کتاب بخوانید، فیلم ببینید، موسیقی گوش کنید و گوش و ذهن خود را با کاربردهای جملات دستوری در آن بافت آشنا کنید.

4-  نشانه گذاری فراموش نشود

نشانه گذاری (punctuation) یکی از جنبه­های پیشرفته دستورزبان است که برای نوشتن متن آکادمیک کاربرد دارد. در آخرین مراحل یادگیری دستورزبان باید با انواع علائم نشانه گذاری و کاربردهایشان آشنا شوید تا بتوانید نوشته ای صحیح تولید کنید.

نباید این فکر را بکنید که با یادگیری این مراحل کار شما تمام شده است. این طور نیست! در واقع بعد از یادگیری این سطوح شما بیشتر و بیشتر با دستورزبان آشنا می شوید و جنبه های تازه ای از آن برای شما آشکار می شود. در این هنگام می توانید قوانین دستوری را با هم مقایسه کنید. کتاب بخوانید و متن بنویسید.


امروزه تقریبا تمامی افراد صاحب نظر در حوزه آموزش زبان بر این باورند که یادگیری واژگان، مرحله آغازین و مهم ترین بخش در فرآیند یادگیری یک زبان جدید است. روش های زیادی برای یادگیری واژگان جدید وجود دارد. در این مقاله سعی داریم تا مروری بر روش های یادگیری واژگان جدید کرده و بهترین و موثرترین آن ها را معرفی کنیم.

مروری بر روش های قدیمی

در گذشته به دلیل پایین تر بودن سطح تکنولوژی و عدم دسترسی به موبایل های هوشمند و اینترنت، کارآمد ترین روش یادگیری مطالعه زیاد و مکرر بود. خواندن روزنامه، مجله، آثار ادبی و رمان، مهم ترین بخش یادگیری واژگان جدید بود. فرهنگ لغت، نقش مهمی را در روند یادگیری بازی می کرد، به طوری که زبان آموز باید تک تک لغاتی را که نمی دانست در فرهنگ لغت جستجو می کرد و معانی، مترادف، متضاد و ریشه آن لغات را می آموخت. اما امروزه با پیشرفت تکلونوژی فرایند یادگیری واژگان جدید ساده تر شده است.

روش های جدید

فلش کارت

فلش کارت ها  یکی از محبوب ترین روش های یادگیری واژگان جدید هستند. فلش کارت به دسته ای از کارت ها گفته می شود که بر روی یک طرف آنها لغت جدید و بر روی طرف دیگر معنی آن لغت نوشته شده است. همانطور که می دانید عمل تمرین مکرر و تکرار واژگان در فرایند یادگیری واژگان جدید نقش حیاتی دارد. فلش کارت ها این فرایند را برای زبان آموزان ساده تر کرده اند.

فهرست واژگان

برای یادگیری واژگان جدید بهتر است فهرستی از آنها درست کنید. به این شکل که هرگاه از رادیو یا تلویوزیون لغت جدیدی را شنیدید آن را یادداشت کنید و در فرهنگ لغت، معنی، مترادف و … آن را جستجو کنید. این فهرست را همیشه هنگام مشاهده یک برنامه یا سریال و فیلم تلویزیونی همراه خود داشته باشید تا فرصت یادگیری هیچ لغت جدیدی را ازدست ندهید. شایان ذکر است که یادگیری مترادف و متضاد واژه ها همیشه مثمر ثمر واقع نمی شود، بلکه ممکن است نقش منفی در فرایند یادگیری واژگان جدید داشته باشد. برای مثال واژه ای که در سطح A1 است و مترادف آن در سطح  .B2

بازی های واژه محور

با انواع بازی های واژه محور، فرآیند یادگیری واژگان جدید را برای خود جذاب تر کنید. این روش هنگامی موثر واقع خواهد شد که این بازی ها به بخشی جدا ناپذیر از اوقات قراغت شما بدل شوند. بدین شکل حتی در هنگام بازی و تفریح نیز واژه جدید خواهید آموخت.

ریشه های واژگان

یکی دیگر از روش هایی که در یادگیری واژگان جدید و معانی آنها می تواند نقش به سزایی داشته باشد، یادگیری ریشه های لاتین و یونانی واژه هاست. این روش ممکن است در ابتدا کمی سخت به نظر برسد اما پس از یادگیری ریشه های لاتین و یونانی، فرآیند یادگیری واژگان جدید برایتان بسیار آسان تر خواهد شد. در نظر داشته باشید که این روش به زبان آموزانی که در سطح A1 قرار دارند، پیشنهاد نمی شود.

یادگیری لغت در محتوا

برخی معتقدند که یادگیری لغات به صورت جمله بسیار موثرتر است از یادگیری آن ها به صورت تک تک. زیرا از طرفی جملات، تکه های بزرگتر و کلی تری در ساختار زبان محسوب می شوند و در نتیجه حفظ  و یادگیری آن ها آسان تر است. و از طرفی دیگر رابطه ای بین لغات به کار رفته در یک جمله و معانی آن ها در ذهن شما شکل خواهد گرفت که فرایند یادگیری واژگان جدید و جمله سازی را برایتان آسان تر خواهد کرد.

 

یادگیری معانی متفاوت هر واژه

زمانی که با واژه ای جدید مواجه می شوید و معنی آن را نمی دانید سعی کنید در همان ابتدای کار یعنی پس از یافتن معنی آن، کاربرد آن واژه را نیز فرا بگیرید. منظور از کاربرد واژه، نحوه به کارگیری آن در شرایط مختلف و معانی مختلف آن است. برای مثال واژه orange هم به معنی پرتقال است و هم به معنی نارنجی. باید دقت داشته باشید که در چه شرایط و ساختاری این واژه به معنای پرتقال است و در چه شرایط و ساختاری به معنای نارنجی.

 

در نهایت باید اشاره کرد که روش های زیادی برای یادگیری واژگان جدید وجود دارند. برای یادگیری واژگان، بهتر است از همه روش های بالا به صورت ترکیبی استفاده کرد، زیرا این روش ها ممکن است به تنهایی تاثیر کافی را در فرایند یادگیری نداشته باشند. این نکته را فراموش نکنید که هر فردی ممکن است از روشی بخصوص، مطالب و واژگان جدید را فرا گیرد. مثلا ممکن است فردی از روش شنوایی بهتر بیاموزد تا از روش نوشتاری و بالعکس، پس بهتر است هر فرد بر اساس توانایی های خود، روش یادگیری مناسب با خود را انتخاب کند.


خیلی از ما به واسطه سبک زندگی، امکان حضور در کلاسهای آموزشی برای یادگیری یک زبان جدید را نداریم. با این حال، عدم امکان حضور در این کلاسها به معنی این نیست که نخواهیم توانست زبان دیگری یاد بگیریم. افراد زیادی تا به حال توانسته اند زبان را از طریق خودآموزی یاد بگیرند. در صورتی که اصول کلی خودآموزی را رعایت کنید، حتما میتوانید به مهارت خوبی در زبان مورد نظر خود برسید. در این مطلب در مورد 5 تا از مهمترین اصول خودآموزی زبان در منزل صحبت میکنیم.

1- انتخاب منابع آموزشی

انتخاب منابع آموزشی از چیزی که فکر می کنید به مراتب مهم تر است. بسیاری از زبان آموزان تنها به واسطه انتخاب نامناسب منابع آموزشی است که نمی توانند به هدف خود برسند. متاسفانه در بازار آموزش زبان در ایران هم، اطلاعات مناسبی در رابطه با روشهای انتخاب منابع وجود ندارد. برای انتخاب یک منبع آموزش خوب باید به نکات زیر توجه کنید:

  • سطح آموزشی: اینکه یک منبع آموزشی برای چه سطحی آماده شده بسیار مهم است. در صورتی که مبتدی هستید از منابعی که برای سطوح پیشرفته طراحی شده (مثل کتاب 504، کتاب های آزمون های تافل و آیلتس و …) استفاده نکنید. در زمان انتخاب یک کتاب آموزشی حتما باید توجه کنید که این کتاب برای چه سطحی نوشته شده، صرف اینکه یک کتاب برای آموزش زبان طراحی شده به هیچ عنوان کافی نیست. در صورتی که کتاب آموزشی شما از سطح فعلی شما بالاتر باشد، احتمالا به سرعت خسته، گیج و ناامید می شوید.
  • مهارت مورد نظر: کتاب های آموزشی زبان معمولا به طور خاص روی یک یا چند مهارت زبانی تمرکز می کنند. در زمان انتخاب منبع باید بدانید که کتاب مورد نظر شما کدام یک از مهارت های چهارگانه خواندن، نوشتن، گفتن یا شنیدن را تقویت می کند و یا بر کدام یک از مهارتهای پایه ای واژه اموزی یا گرامر تمرکز دارد. در صورتیکه کتاب یا نرم افزار مورد نظر شما همه این مهارت ها را پوشش نمی داد، از یک منبع دیگر در کنار آن برای پوشش کامل مهارت ها استفاده کنید.
  • خودآموز بودن منبع: همه منابع آموزشی زبان خود آموز نیستند. برخی از این منابع برای آموزش زبان در کلاسها طراحی شده اند. این منابع برای کسی که میخواهد زبان را در خانه یاد بگیرد مناسب نیستند چراکه بخش هایی از آن به نوعی طراحی شده که برای یادگیری نیاز به مدرس دارد. در انتخاب منابع آموزشی به خودآموز بودن آن ها توجه کنید و سعی کنید از کتابهای آموزشی کلاس ها برای خودآموزی استفاده نکنید.
  • میزان اعتبار منبع: باید بدانید که همه منابع آموزشی از کیفیت مشابهی برخوردار نیستند. برخی از کتاب ها یا نرم افزارهای آموزشی کیفیت پایین تری نسبت به بقیه دارند. این کیفیت بر اساس میزان نظم و پوشش مناسب منبع نسبت به چیزی که آموزش میدهد، سنجیده می شود. در زمان انتخاب منابع بد نیست اگر نظر دیگر استفاده کنندگان از آن و مدرسین زبان را هم در رابطه با ان بپرسید.

(اگر به دنبال منابع خوب برای خودآموزی زبان انگلیسی هستید مقاله: 5 کتاب فوق العاده برای خودآموزی انگلیسی را بخوانید)

2- زمانبندی

زمانبندی برای یادگیری یک زبان، دومین اصل اساسی در یادگیری است. باید سعی کنید زمان های مشخصی را برای یادگیری معین کنید و به آنها پایبند باشید. در صورتی که برای یادگیری زبان جدید کاملا جدی هستید، حداقل به روزی نیم ساعت تا یک ساعت یادگیری نیاز خواهید داشت. سعی کنید تمام زمان تخصیص داده شده را برای یادگیری های جدید صرف نکنید، بلکه نیمی از ان صرف مرور مطالب گذشته شود. از این طریق کمتر خسته می شوید و بهره وری یادگیری شما به مراتب بیشتر می شود.

بهترین روش برای زمانبندی، استفاده از ساعات پِرت شماست. در صورتی که در طول روز از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده می کنید، یا به واسطه کار و تحصیل مجبور به منتظر ماندن در زمان های مشخص هستید، از این زمان برای یادگیری استفاده کنید. بهترین روش این است که همیشه یک کتاب کوچک یا یک نرم افزار اموزشی را همراه خود داشته باشید تا بتوانید به سرعت به منابع آموزشی دسترسی داشته باشد.

3- تداوم

تداوم سومین اصل مهم برای خودآموزی زبان است. یادگیری یک زبان جدید مثل حرکت روی یک سطح شیب دار لیز است. اگر به جلو حرکت نکنید، حتما به عقب خواهید رفت. باید سعی کنید در یادگیری خود تداوم داشته باشید. از آنجایی که روند یادگیری زبان یک روند طولانی مدت است و حداقل به 1 سال زمان نیاز دارد، تداوم در یادگیری بسیار با اهمیت است.

برای حفظ تداوم باید سعی کنید امید خود را حفظ کنید، برای بالا نگه داشتن امید، توصیه ما توجه به نکات زیر است:

  • یادگیری زبان یک مهارت یک بار برای همیشه است! اگر یکبار در زندگی بتوانید یک زبان را تا سطح پیشرفته یاد بگیرید، این مهارت تا پایان عمر در کنار شما خواهد ماند و می توانید از ان استفاده کنید.
  • یادگیری زبان برعکس بازی های کامپیوتری است. یعنی هر قدر جلوتر بروید یادگیری آسان تر می شود. پس از رسیدن به سطح متوسط، شما میتوانید یادگیری را از طریق تماشای فیلم، خواندن کتاب و گوش دادن به موسیقی ادامه دهید و این موضوع یادگیری را به مراتب ساده تر می کند. در مراحل اولیه به واسطه ناآشنا بودن با اصول زبان جدید، همه چیز سخت تر به نظر می رسد.
  • یادگیری زبان یک مهارت طلایی است. به ویژه در مورد زبان انگلیسی، یادگیری زبان مهارتی است که می تواند در همه بخش های زندگی به شما کمک کند. از طریق این یادگیری میتوانید در شغل خود پیشرفت کنید، تفریحات بهتری داشته باشید و به منابع علمی بی شمار دسترسی داشته باشد.
  • یادگیری زبان جایگاه اجتماعی شما را بالاتر می برد. جایگاه اجتماعی تنها به واسطه مدرک دانشگاهی یا ماشین گران قیمت بالا نمی رود. داشتن مهارت های طلایی مانند زبان، هنر و … هم می تواند جایگاه اجتماعی شما را بالا ببرد.

4- استفاده و کاربرد

یادگیری بدون استفاده از یک مهارت، به از بین رفتن آن می انجامد. در روند یادگیری یک زبان باید سعی کنید تا جای ممکن از مهارت آن در زندگی روزمره استفاده کنید. این موضوع با بالا رفتن سطح یادگیری شما ساده تر می شود. برای استفاده از مهارت زبان سه تا از بهترین روش ها عبارتند از:

  • کتاب ها: کتابهای داستانی سطح بندی شده برای یادگیری زبان های جدید زیاد هستند. از طریق تهیه این کتابها میتوانید از مهارتی که در زمینه واژه و گرامر یاد گرفته اید استفاده کنید. به ویژه اگر نوآموز هستید، حتما پیش از خرید کتاب نگاهی به متن ان بیاندازید و مطمئن شوید سطح آن برای شما مناسب است.
  • فیلم و کارتون: استفاده از فیلم و کارتون برای یادگیری زبان بسیار موثر است. در صورتی که در سطوح مبتدی هستید، تماشای کارتون به شما توصیه می شود چون با توجه به گروه هدف کارتون ها (کودکان) معمولا از واژه های ساده تری در آن ها استفاده می شود و کلمات به طور بهتری تلفظ می شود. سعی کنید کارتون های زبان اصلی را به همراه زیر نویس همان زبان تماشا کنید و در جاهایی که متوجه منظور نمی شوید از دیکشنری استفاده کنید.
  • موسیقی: استفاده از موسیقی هم میتواند تاثیر خوبی بر روی مهارت زبان شما بگذارد. به ویژه اگر تلاش کنید و ترانه یک آهنگ را حفظ کنید. حفظ کردن یک ترانه از دو جهت به شما کمک می کند، اول اینکه واژه ها و ساختارهای جدید در ذهن شما شکل می گیرد. نکته دوم در مورد تمرین تلفظ در زبان جدید است. از طریق حفظ کردن و مجدد خواندن یک ترانه شما تلفظ کردن واژه های جدید را تمرین می کنید.

5- همراه یا پارتنر

مهارت زبانی یک مهارت ارتباطی است. یعنی زبان کمک میکند دو یا چند نفر بتوانند با هم ارتباط داشته باشند. برای یادگیری بهتر یک زبان داشتن یک همراه یا پارتنر می تواند کمک زیادی به شما بکند. در انتخاب پارتنر به نکات زیر توجه کنید:

  • کسی را انتخاب کنید که با او راحت باشید. استفاده از نزدیکانی که مانند شما به زبان علاقه دارند می تواند خیلی موثر باشد. میتوانید به طور مداوم زمان هایی را برای صحبت کردن با انها به زبان جدید اختصاص دهید.
  • کسی را انتخاب کنید تقریبا هم سطح شما باشد. اینکه همراه شما مهارت هایی مشابه شما داشته باشد کمک می کند رقابت بهتری برای شما در یادگیری ایجاد شود و بهتر همدیگر را متوجه شوید.
  • کسی را انتخاب کنید که انگیزه بالایی داشته باشد. اگر همراه شما انگیزه بالایی داشته باشد، به شما هم در ادامه دادن مسیر کمک می کند. برعکس اگر فردی باشد که در یادگیری بدون انگیزه است میتواند شما را هم از یادگیری ناامید کند.


انتخاب منابع آموزشی مناسب، یکی از مهمترین بخش های یادگیری زبان انگلیسی است. استفاده از کتاب های اموزشی برای یادگیری، گرچه یک روش قدیمی است اما هنوز هم بسیار موثر است. در این مطلب با برخی از بهترین کتاب یادگیری زبان انگلیسی آشنا شویم. سعی میکنیم در این مطلب کتابهایی مناسب برای همه مهارت ها را معرفی کنیم:

1 – Vocabulary in Use

vocabulary in use

مجموعه Vocabulary in Use (واژه آموزی در کاربرد) یک مجموعه چند جلدی از کتابهای منتشر شده توسط انتشارات کمبریج است که با هدف آموزش واژگان طراحی شده. این کتاب همانطور که از نامش مشخص است، بیشتر بر نحوه استفاده از واژگان تمرکز دارد. از طریق این کتاب میتوانید گذشته از یادگیری کلمات جدید، روش استفاده از انها در موقعیت های مختلف را هم یاد بگیرید که گاهی از یادگیری خود واژه مهمتر است. مجموعه Vocabulary in Use دارای چند جلد برای سطوح متفاوت است. البته کتاب اول این مجموعه Elementary شاید برای کسانی که هیچ آشنایی با زبان انگلیسی ندارند کمی پیچیده به نظر برسد اما اگر تجربه ای اولیه از زبان انگلیسی دارید به سادگی استفاده از این کتاب را فراخواهید گرفت.

مجموعه Vocabulary in Use از ساختاری مشابه برای همه درسهای و سطوح بهره می برد. هر درس به یک مجموعه مشخص از واژگان و عبارات اشاره می کند که معمولا دارای موضوعی خاص هستند. صفحه مقابل هر درس هم شامل تمرین هایی برای همان مبحث است که به شما در یادگیری و به خاطر سپاری بهتر این مباحث کمک میکند.

  • سطوح قابل پشتیبانی: اولیه / متوسط و پیش متوسط / پیشرفته
  • مهارت های هدف: واژه آموزی / شنیداری
  • دارای CD صوتی: بله

2- Grammar in Use

grammar in use کتاب

مجموعه Grammar in Use (گرامر در کاربرد) تشابه زیادی با مجموعه Vocabulary in Use از نظر ساختار دارد با این تفاوت که به جای واژه آموزی بیشتر بر روی گرامر تمرکز می کند. این کتاب از مجموعه ای از دروس متفاوت تشکیل شده که در آنها به طور مجزا به مباحث مختلف گرامری پرداخته شده است. این مجموعه بر اساس میزان پیچیدگی ساختارهای گرامری به سه کتاب در سطوح اولیه، متوسط و پیشرفته دسته بندی شده است. هر درس از یک صفحه معرفی نکات گرامری و یک صفحه تمرین تشکیل شده، که با انجام تمرین ها میتوانید میزان یادگیری خود را در رابطه با این نکته گرامری محک بزنید.

مجموعه Grammar in Use برای افرادی که هیچ آشنایی ای با زبان انگلیسی ندارند زیاد مناسب نیست. برای استفاده از این مجموعه حتی در سطح اولیه باید کمی با اصول گرامری انگلیسی آشنا باشید تا بتوانید درک سریعتری از متد آموزشی کتاب پیدا کنید.

  • سطوح قابل پشتیبانی: اولیه / متوسط / پیشرفته
  • مهارت های هدف: گرامر
  • دارای CD صوتی: بله

3- Tactics for Listening

Tactics for Listening کتاب

مجموعه Tactics for Listening یک مجموعه تخصصی خودآموزی برای بهبود مهارت شنیداری و درک مطلب است. این مجموعه که توسط انتشارات Oxford طراحی شده به زبان آموز کمک میکند مهارت خود را در زمینه شنیدن و تا حدی مکالمه به زمان انگلیسی بهبود دهد. Tactics for Listening از سه کتاب برای سطوح ابتدایی، متوسط و پیشرفته تشکیل شده که با توجه به سطح زبان آموز، امکان استفاده از مطالب اموزشی را برای او فراهم می کند.

این کتاب مانند بیشتر کتابهای شنیداری از یک مجموعه فایل شنیداری در موضوعات مختلف و دو کتاب درس و کار تشکیل شده. زبان آموز در هر مرحله از طریق گوش دادن به فایل های صوتی باید به سوالات در کتاب پاسخ دهد. از طریق کتاب کار هم زبان آموز می تواند مهارت های فراگرفته خود را محک بزند.

  • سطوح قابل پشتیبانی: اولیه / متوسط / پیشرفته
  • مهارت های هدف: مهارت شنیداری / مکالمه
  • دارای CD صوتی: بله

4- Inside Reading

inside reading کتاب

مجموعه Inside Reading یک مجموعه کتاب آموزشی از انتشارات Oxford است که با هدف بهبود مهارت خواندن در زبان آموزان طراحی شده است. این مجموعه از تعدادی متن ساده شده انگلیسی تشکیل شده که به زبان آموز کمک می کند به طور آموزشی مهارت خواندن خود را بهبود دهد. کلمات مهم در هر متن، به طور خاصی علامت گذاری شده اند تا زبان آموز بتواند کبه طور همزمان مهارت واژه آموزی خود را هم بهبود دهد. همچنین هر درس دارای یک فایل صوتی هم هست، از طریق گوش دادن به این فایل زبان آموز میتواند خطاهای خود در تلفظ واژه ها را اصلاح کند و حتی مهارت شنیداری اش را هم تمرین دهد.

مجموعه Inside Reading در چهار سطح متفاوت کتاب دارد. با وجود این حتی اولین کتاب این مجموعه هم برای شروع از صفر کمی مشکل است. استفاده از این مجموعه به افرادی توصیه می شود که حداقل 2 تا 3 ماه از شروع روند یادگیری آنها گذشته است. این مجموعه به زبان آموز کمک می کند از مهارت های مختلف خود به طور همزمان استفاده کند و همچنین اطلاعات بسیار مفیدی هم در مورد مباحث مختلف علمی به دست اورد.

  • سطوح قابل پشتیبانی: اولیه / پیش متوسط / متوسط / پیشرفته
  • مهارت های هدف: مهارت خواندن / واژه اموزی / شنیداری
  • دارای CD صوتی: بله

5- Oxford Picture Dictionary

Oxford Picture Dictionary کتاب

کتاب Oxford Picture Dictionary در واقع تنها یک کتاب آموزشی نیست بلکه یک منبع یا دیکشنری هم به حساب می آید. با این وجود استفاده از این کتاب برای افرادی که به تازگی با زبان انگلیسی اشنا شده اند می تواند فوق العاده باشد. با توجه به اینکه معانی و مفاهیم در این کتاب از طریق تصاویر نمایش داده شده اند، میتوان گفت استفاده از این کتاب یک روش ایده ال برای یاد گرفتن واژه های جدید است.

این کتاب همچنین با توجه به موضوعات مختلف طبقه بندی شده است و استفاده از آن میتواند دایره واژگان زبان آموز را در بخش دلخواهش به شدت بهبود دهد. در صورتیکه هنوز توانایی زبان شما در سطح استفاده از دیکشنری های انگلیسی به انگلیسی افزایش نیافته، داشتن این کتاب را حتما به شما توصیه میکنیم.

  • سطوح قابل پشتیبانی: اولیه / متوسط
  • مهارت های هدف: واژه آموزی
  • دارای CD صوتی: خیر


پیدا کردن منابع آموزشی مناسب، یک از اصلی ترین مراحل یادگیری یک زبان جدید است. برای یادگیری زبان آلمانی هم دسترسی به این منابع کمک زیادی به شما خواهد کرد، در نتیجه در این مطلب به معرفی 7تا از کتابهای موثر در یادگیری این زبان میپردازیم. در انتخاب این کتابها به زمینه تمرکز و سطح آنها توجه کنید.

1- Basic German Vocabulary

Basic German Vocabulary کتاب آموزش آلمانی

کتاب Basic German Vocabulary از انتشارات Langenscheidt یکی از بهترین منابع واژه آموزی زبان آلمانی است. این کتاب دارای دو ساختار طبقه بندی برای واژگان است که یادگیری را بسیار موثر می کند. اولین نکته در مورد کتاب این است که، مجموعه لغات کتاب از بین 4000 واژه پرکاربرد زبان آلمانی انتخاب شده اند. در کتاب برای یادگیری بهتر مجموعه 1-2000 واژه پر کاربرد به صورت جداگانه ای از بقیه واژگان ارائه شده تا کاربران مبتدی تر بتوانند تنها واژگان پایه ای را بیاموزند. گذشته از این طبقه بندی، تمام واژه های کتاب بر اساس موضوعات هم طبقه بندی شده اند. این موضوع به کاربر امکان یادگیری بخش های دلخواهش را میدهد.

از ویژگی های دیگر این کتاب می توان به نمایش نحوه تلفظ واژه، مثال برای هر واژه، نقش دستوری واژه و … اشاره کرد. در کل کتاب Basic German Vocabulary یک منبع عالی برای یادگیری واژه های آلمانی است. تنها نقطه ضعف کتاب در انگلیسی بودن معانی ان است. این موضوع باعث می شود در صورتی که تسلط کافی به انگلیسی نداشته باشید، استفاده از کتاب کمی برای شما سخت شود.

  • زبان کتاب: انگلیسی
  • سطوح قابل پشتیبانی: A1-B1 (مبتدی تا متوسط)
  • مهارت های هدف: واژه آموزی
  • دارای CD صوتی: خیر

2- Deutsch in 30 Tagen

Deutsch in 30 Tagen کتاب آموزش آلمانی

کتاب Deutsch in 30 Tagen یا German in 30 days یک کتاب فوق العاده دیگر برای یادگیری زبان آلمانی از انتشارات Langenscheidt است. این کتاب یک خودآموز برای یادگیری زبان آلمانی است که تلاش می کند مهارت های مختلف زبان آلمانی را به صورت همزمان بهبود دهد. این کتاب از مجموعه از متون، تمرین ها، جدول واژگان و فایل ها صوتی تشکیل شده که در یادگیری آلمانی بسیار موثر است.

البته این کتاب دو نقطه ضعف هم دارد، بزرگترین نقطه ضعف کتاب در عنوان گول زننده آن است. با وجود ادعای کتاب، روند جلو رفتن آن برای زبان آموز بسیار سریع است. باید در مطالعه این کتاب سعی کنید برای هر درس مدت زمان به مراتب بیشتری بگذارید. یادگیری مجموع گرامرها و واژگان هر درس به تنهایی به حداقل 1 هفته زمان نیاز دارد. توصیه ما یادگیری زبان در طول 30 هفته به جای 30 روز است. مشکل دیگر این کتاب برای کاربران فارسی زبان، انگلیسی بودن کتاب است. این موضوع به خصوص در ابتدای یادگیری ممکن است روند یادگیری را برای زبان اموزانی که به انگلیسی تسلط ندارند مشکل کند.

  • زبان کتاب: انگلیسی
  • سطوح قابل پشتیبانی: A1-B1 (مبتدی تا متوسط)
  • مهارت های هدف: واژه آموزی / گرامر / مکالمه / شنیداری
  • دارای CD صوتی: بله

3- Kurzgrammatik Deutsch

Kurzgrammatik Deutsch کتاب آموزش آلمانی

کتاب Kurzgrammatik Deutsch یک کتاب دیگر از انتشارات Langenscheidt است که به طور تخصصی روی گرامر زبان آلمانی تمرکز می کند. این کتاب به طور خلاصه اما دقیق به بیان نکات گرامری زبان آلمانی می پردازد. ساختار دسته بندی کتاب بسیار مرتب است و پوشش خوبی روی موضوعات مختلف گرامری دارد. البته زبان کتاب آلمانی است پس برای نوآموزان توصیه نمی شود.  البته کتاب بسیار ساده اقدام شرح توضیحات کرده پس برای زبان آموزانی که اشنایی اولیه ای با زبان آلمانی داشته باشند میتوانند از آن استفاده کنند. کتاب Kurzgrammatik Deutsch به افرادی توصیه می شود که با درک مفاهیم کلی در گرامر آلمانی مشکل دارند و به دنبال یک منبع برای یادگیری گرامر هستند.

  • زبان کتاب: آلمانی
  • سطوح قابل پشتیبانی: A2-B1 (اولیه تا متوسط)
  • مهارت های هدف: گرامر
  • دارای CD صوتی: خیر

 

4- German For Dummies

German For Dummies کتاب آموزش آلمانی

کتاب German For Dummies یکی از کتاب های مجموعه For Dummies (برای احمق ها) است. این کتاب همانطور که از نامش مشخص است سعی می کند زبان آلمانی را به ساده ترین شکل ممکن آموزش دهد تا همه افراد بتوانند به خوبی این زبان را یاد بگیرند. کتاب شرح زیادی برای هر بخش گرامری از زبان آلمانی دارد و دقت ویژه ای بر روی جزئیات کرده. با مطالعه این کتاب از ابتدا کمتر سوالی پاسخ داده نشده در ذهن شما باقی خواهد ماند. نکته مهم در استفاده از کتاب German For Dummies تسلط به زبان انگلیسی است. از آنجا که کتاب شرح زیادی برای هر بخش میدهد، در صورت نداشتن تسلط به این زبان نخواهید توانست به خوبی از محتوای این کتاب استفاده کنید. البته این کتاب برای افرادی که از قبل با آلمانی آشنایی داشته باشند ممکن است کمی خسته کننده باشد و روند پیش رفتن آن کند به نظر برسد.

  • زبان کتاب: انگلیسی
  • سطوح قابل پشتیبانی: A1-A2 (مبتدی تا اولیه)
  • مهارت های هدف: واژه آموزی / گرامر / مکالمه / شنیداری
  • دارای CD صوتی: بله

 

5- Hören & Sprechen

Hören & Sprechen کتاب آموزش آلمانی

مجموعه Hören & Sprechen یک مجموعه چند کتابه است که به طور تخصصی با هدف بهبود مهارت های شنیداری و گفتاری توسط انتشارات hueber منتشر شده. این مجموعه برای هر سطح یک کتاب متفاوت دارد اما ساختار کتاب ها در طول مجموعه تقریبا مشابه هستند. کتاب های Hören & Sprechen به طور کلی از مجموعه ای از مکالمات دسته بندی شده ساخته شده که به بهبود مهارت شنیداری زبان آموز کمک میکند. پس از هر بخش شنیداری هم مجموعه از تمرین ها و سوالات از زبان آموز مطرح می شود که به یادگیری بهتر کمک می کند. طراحی فایل های صوتی به نحوی صورت گرفته که زبان آموز بتواند از طریق گوش دادن به آنها و تکرار متن ها مهارت گفتاری خود را هم تقویت کند. در زمان خرید یا تهیه این مجموعه توجه داشته باشید که حتما از کتاب مناسب برای سطح خود استفاده کنید.

  • زبان کتاب: آلمانی
  • سطوح قابل پشتیبانی: A1-B2 (مبتدی تا متوسط)
  • مهارت های هدف: شنیدار / گفتار
  • دارای CD صوتی: بله

6- !Einfach sprechen

!Einfach sprechen کتاب آموزش آلمانی

کتاب Einfach sprechen همانطور که از نامش مشخص است برای بهبود مهارت گفتاری در زبان آموزان طراحی شده است. ساختار کتاب از مجموعه از عبارات کاربردی در مکالمات روزمره، فایل های صوتی محاوره به زبان آلمانی و تمرین های مفید برای بهبود این مهارت ساخته شده است. استفاده از این کتاب میتواند در کنار بهبود مهارت گفتاری، مهارت شنیداری و تا حدودی واژه آموزی شما را هم بهبود دهد. توجه داشته باشید که زبان آموزان هدف این کتاب، سطوح A2 تا B1 هستند. پس در صورتی که آشنایی کمی با زبان آلمانی دارید و هنوز در سطح A1 هستید، استفاده از این کتاب به شما توصیه نمی شود.

  • زبان کتاب: آلمانی
  • سطوح قابل پشتیبانی: A2-B1 (اولیه تا متوسط)
  • مهارت های هدف: شنیداری / گفتاری
  • دارای CD صوتی: بله

 

7- Zwischendurch mal … Hören

Zwischendurch mal … Hören کتاب آموزش آلمانی

کتاب Zwischendurch mal … Hören از انتشارات hueber یک کتاب تخصصی برای زبان آموزان سطوح مبتدی و اولیه برای بهبود مهارت شنیداری است. این کتاب از طریق فایل های صوتی متعدد و ساده، تمرین ها و سوالات دسته بندی شده و ساختاری استاندارد می تواند کمک زیادی در بهبود مهارت شنیداری زبان آموز باشد. مکالمات این کتاب به نسبت ساده هستند و حتی اگر دانش زیادی از آلمانی نداشته باشید هم برای شما قابل استفاده خواهند بود.

  • زبان کتاب: آلمانی
  • سطوح قابل پشتیبانی: A1-A2 (مبتدی تا اولیه)
  • مهارت های هدف: شنیداری
  • دارای CD صوتی: بله

آخرین دیدگاه‌ها